_ وقتی با تو برخورد کردم،از چه چیزی رنج می بردی؟ از داشتن آگاهی. برای این که دیگر رنج نبری،به تو پیشنهاد می کنم که به یک شیء تبدیل شوی،کاملا یک شیء و در همه موارد از من اطاعت کنی. خودت را منسوخ کن. فکر و اندیشه من باید جانشین فکر و اندیشه تو باشد.
_این یعنی می خواهید من برده شما باشم.
_نه بیچاره ! برده خیلی بالاتر از شیء است،برده آگاهی دارد. برده می خواهد که آزاد باشد،نه، من می خواهم تو چیزی کمتر از یک برده باشی،خیلی خیلی بهتر است تا موجودی آگاه. می خواهم که تو شیئی باشی ازآن من.این طوری خوشبخت می شوی و در اوج خوشی از خود بیخود می شوی.
_نمی دانم ! یعنی حق با شماست؟
_همیشه حق با من است.
زمانی که یک اثر هنری بودم اریک امانوئل اشمیت
+ نوشته شده توسط جلیل امامی در پنجشنبه 23 مهر1388 و ساعت
5:58 |